اعتراف میکنم

- وقتی دارم میشورم و میسابم و کار خونه میکنم دارم حسرت قصه هایی رو میخورم که ننوشتم فیلمهایی که نساختم نقاشیهایی که نکشیدم و مدام از خودم میپرسم که آخه من دارم چیکار میکنم؟ اما فقط کافیه مجبور بشم یه نوشته رو تموم کنم یا به طرح یه فیلمنامه فک کنم اونوقته که تا سینک ظرفشویی من جای راه رفتن پرواز میکنم...

 

/ 4 نظر / 4 بازدید
مهدی

سلام مرجان جان! میگما دیدی یه جمله کلیشه ای هست میگن : وای چه وبلاگ قشنگی. خیلی خوب مینویسی! راستش منم با خوندن مطالب وبلاگت همین به ذهنم رسید! قشنگ مینویسی!

زندگی کنـ تا دیر نشدهـ قصه و فیلمی که ننوشتی بنویس، تا زندگی کرده باشی،

خیلی خوبه که همه چیزو به چالش می کشی...برای آسوده شدن...برای فریاد زدن یا فقط برای اینکه یه چیزی گفته باشی...! ادامه بده...سهمت رو از این دنیا بگیر!

marjan

خوی راهنمایی میکنی ...حیف که اسم نداری