سوسک نوشته ها- شماره سه

نشسته ام کف این آشپزخانه

یک قوطی اسپری سوسک کش توی دستم

دارم ادای قهرمانها را در میاورم

آنروز هم که گفتی میروی

چمدان را به دستت دادم

و فکر کردم قهرمان این قصه منم

هنوز هم نمیفهمم چرا

همیشه رو به جلو فرار میکنم

/ 6 نظر / 7 بازدید
هیچکهیچک

دوستش دارم ؛ مخصوصا وقتی چمدان را به دستت دادم فکر میکردم قهرمان قصه منم

آرش شفاعی

چرا با سوسکه حرف نمی زنه؟ سوسکه هم بیاد توی شعر و حرفش روبزنه چه اشکالی داره خب/

نشسته ام کف آشبزخانه قوطی سوسک کش در دستم دارم ادای قهرمانها را در می آورم

فرناز

با عرض سلام خدمت شاعر محترم من فرناز اتفاقی اومدم تو وبلاگتون خیلی خوشم اومد خوشحال میشم باهم دوستان شاعری باشیم و بهم سر بزنیم منتظر حضور سبزتون هستم [گل][بدرود]

فرناز

با عرض سلام خدمت شاعر محترم من فرناز اتفاقی اومدم تو وبلاگتون خیلی خوشم اومد خوشحال میشم باهم دوستان شاعری باشیم و بهم سر بزنیم منتظر حضور سبزتون هستم [گل][بدرود]

الهام

سلام دوست خوبم بسیار زیباست ... "از هرچه مرا از من و تو را از گل‌های پشت این پرده می‌گیرد، می‌گریزم"... شاد و سلامت باشید