من میگم: دوباره آوخ که میخلد عشق....

تو بگو: باز چه بامبولی سوار کردی دخترک؟

................

که در قماری هماره با ما

به ظاهری گیج و نابلد عشق

نشسته با ما همیشه اما

چه ماهرانه که میبرد عشق

دوباره آوخ که میخلد عشق

بگو که هو یا علی مدد ...عشق!

/ 14 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قاسم

یه چیز دیگه میشه میخلد رو واسم خردش کنین لطفا زیر دیپلم هم بنویسید

مرجان

[قهقهه]

مرجان

دیگه چرا شرمنده ای قاسم جان؟! نظر تو دادی شرمندگی ام نداره... سرتو بگیر بالا مرد!!!!!!!!!!!!!!! میخلد هم یه چیزی تو مایه های میخارد میباشد[خنده]... محسن نامجوئه دیگه. معمولا تنش میخاره[چشمک]

کامران

شعراتو خوندم.می بینی که گذاشتم یه ساعت خلوت شب که خوب بخونمشون... زبان جسور و ذهنی که از زبان جلوتره .از شعرات لذت بردم .از پشت پلکم که ... خیلی خوبه. دستانت را از گودی کمرم ...این همونه که می گم زبان جا مونده از تصویر و حتی از فرم کار. شانس شاهکار شدنو ازش گرفتی در حالیکه واقعا یه شاهکاره که به دنیا نیومده میمیره.... خلاصه میگم تو شاعری مرجان عزیز و این چه خوبه که شاعری و می تونی شب یه مخاطبو بسازی.. [گل] این بوسه یعنی بخواب تمام زمستان را آغوشم پر از بوی بهار است..

مهندس اینا

می بینم که کامران می بینم مرجان ازش استفاده کن . بلکه این احساسات خامو که جای شعر به خورد ملت می دی بپزونی ( حس و حالم ، حس و حال گیر بی خود بود الان ! )

بزرگ

ببین عشقها همه خلیدن ، بعدش چه کنیم !

متاسفم خیلی بدبود