میگن اگه تو جشن تولد سی سالگیت یه آرزو بکنی حتمن برآورده میشه.... آرزوی منم اینه که یه بچه سیاه پوست یا یه بچه چشم بادومی داشته باشم که لهجهء آبادانی داشته باشه ... مهم نیست دختر باشه یا پسر اما اسمش باید ژازه تباتبایی باشه... همینجوری دقیقا با (ت) دونقطه.

فقط لطفا به مغزت فشار نیار جیگر... خسته میشی

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش شفاعی

روم به دیوار اون وقت مگه می شه بچه ی تو این ویژگی ها رو داشته باشه؟

مرضی

آوووو... امیدوارم به آرزوهای زیباتون برسید!

طلا

سلام تولدت مبارک وبلاگت جالبه تقریبا تمام پستهای قبلیت رو خوندم و در مورد خیلی چیزا درکت می کنم 30 سالگی یه نفر پشت چراغ قرمز که بگه پدر سوخته و... به عنوان هدیه تولد امیدوارم این احساسات درهم برهم رو تا آخر عمر نگه داری. آدم با اینا زنده است دیگه راستی موسیقی متن وبلاگت هم دوست داشتم میشه بگی مال کیه یا برام ای میل کنی؟[سوال]

مرجان

ممنونم که اینهمه حوصله به خرج دادی طلا... امیدوارم ارزشش و داشته باشه. موزیک متن اسمش هست and i think of you... خواننده اش هم : tanita tiakaram اینم یه لینک ویدئویی http://www.youtube.com/watch?v=Ed_Q72xg1GE

رضا

من امروز یه سر اینجا زدم .می دونم خیلی با تاخیره . تولدت مبارک ...

طلا

مرسی مرجان جون خیلی باحالی با مرام دیگه دوستت شدم راستی تولد سی سالگی من 15 فروردین 89 بود [ناراحت] البته چون دوستمی بهت گفتم ها

آرش شفاعی

سلام خوشحالم اون شعره باعث شده بخندی متعه هم یعنی صیغه ی خودمون!

آرش شفاعی

نشست نقد و بررسی مجموعه ی " جمعه - خیابان ولیعصر" سروده ی این حقیر زمان: ساعت ١٧ روز شنبه سی ام مرداد ٨٩ مکان: میدان قزوین، خیابان قزوین، خیابان شهید مرادی، فرهنگسرای رازی منتقدان: آقایان محمد علی بهمنی، یوسفعلی میرشکاک، بهروز یاسمی، محمدسعید میرزایی و سعید بیابانکی

علي زمزمه

منم برات ارزو میکنم تا یه همیچین بچه ای که میخوای خدا بهت بده [فرشته]