محله های مختلف شهر  انگار ادبیات مختلفی دارن....

 اونجا که بودیم میگفتیم :از تو نیلوفر بیا تو مهناز.اینجا باید بگیم : از تو ابوذر بیا تو پیامبر!

پ.ن:

البته اگه دقیق بشی میبینی داستان همونه، شخصیت هاش فرق میکنن

/ 3 نظر / 7 بازدید
لعنتی

سلام! باز هم خدا را شکر کنید.ما که هر روز"سر یاد گار امام"خدا بیامرز سوار می شویم و از زی "شهید همت"رد می شویم آخرش هم از انتهای "شهید دادمان"می آییم بیرون. البته جای شکرش باقی است که این خدابیامرزها زنده نیستند و گرنه گلاب به روتوتن جر می خوردیم.موفق باشید

و

من فکر می کردم از قنبرقنبرزاده می پیچیدی تو اسمعیل مرتاض هجری!!

سرگردان

سالها بود که تو را می کردم همه شب تا به سحرگاه دعا یاد داری که به من می دادی درس آزادگی و مهر و وفا همه کردند چرا من نکنم وصف روی گل زیبای تو را تا ته دسته فرو خواهم کرد خنجر خود به گلوگاه نگاه تو اگر خم نشوی تو نرود قد رعنای تو از این درگاه [لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند]