ناگهان روزی می آید / که سنگینی رد پاهایم را / در درونت حس کنی / رد پاهایی که دور می شوند / و این سنگینی / از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود

.: نقطه آبي :.

یکشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٦
 

بد جوري شكست خوردم از كار… از سلیقه بازار…. از سرمايه…. از منطق سخيف بساز و بفروشي….

از پول….

از پول….

از پول….

چرا هميشه از پول شكست ميخورم؟

چرا ارزش پول از رفاقت بيشتره؟

چرا ارزشش از هنر بيشتره؟

چرا ازقول وقرار بيشترميارزه؟

چرا ارزش پول از زيبايي بيشتره؟

چرا ارزشش از همه چي بيشتره؟……

چرا من احمق، به يه راهي رفتم توي اين ده ساله آخر عمرم كه فقط پول توش نفس ميكشه؟

چرا نرفتم واسه دل خودم دنبال نقاشي؟ چرا يه سازي ياد نگرفتم كه بزنم؟… چرا هيچ وقت هيچچي ننوشتم؟

چرا صد ساله ديگه شعر نميگم؟ چرا واسه خودم فيلم نميسازم؟….

 چرا معماري؟… چرا پولكي ترين هنر؟

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()