ناگهان روزی می آید / که سنگینی رد پاهایم را / در درونت حس کنی / رد پاهایی که دور می شوند / و این سنگینی / از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود

.: نقطه آبي :.

دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٥
 

   ديروز -که سيزده به در بود-  طرفای ما گنجيشکا واسه خودشون مهمونی گرفته بودن و دلشون خوش بود که کلاغه سر رسيد و ريد به همه چی!

راستش من هم دلم واسه کلاغ زشته و تنهاييش ميسوزه هم واسه گنجيشکا که جشنشون گهی شد. اما نميدونم تقصير کی بود...

تقصير کلاغه که جز ريدن کاری ازش ساخته نيس يا تقصير گنجيشکا که اونو را دادن تو جمعشون؟.... شايدم حضور کلاغ زشته همون نحسی سيزده باشه... تو ميدونی؟

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()