ناگهان روزی می آید / که سنگینی رد پاهایم را / در درونت حس کنی / رد پاهایی که دور می شوند / و این سنگینی / از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود

.: نقطه آبي :.

چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳۸۳
 

 روز اول بهش گفتم شکل موشی.... بعد کم کم شکل سگای پوزه باريک دوبرمن شد... اين آخريا نگاش که ميکردم ياد کرکس ميافتادم... راس راسی شکل کرکس بود... بهش که ميگفتم بزرگوارانه ميخنديد و اجازه ميداد لبای کبودش از جلوی اون دندونای زرد و لثه های پوسيدش برن کنار.... اما حقيقت و هيچ وقت بهش نگفتم:

           اون فقط يه کلاغ پير و افسرده بود که نقاشی درس ميداد!

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()