ناگهان روزی می آید / که سنگینی رد پاهایم را / در درونت حس کنی / رد پاهایی که دور می شوند / و این سنگینی / از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود

.: نقطه آبي :.

دوشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸۳
 

به شانه ام زدی

که تنهايی ام را تکانده باشی.....

 

به چه دل خوش کرده ای؟....

تکاندن برف

از شانه های آدم برفی؟!

 

 

اين تازه ترين شعر از سروده های دوست عزيزم گروس عبدالملکيان است. شايد او را به نام بلند پدرش (محمدرضا عبدالملکيان) بشناسيد..اما گروس در شعر امروز ايران حرف خودش را ميزند.گواه شيرينی شعرش کتاب اول اوست ـ پرنده پنهان ـ با جايزه های ارزنده ادبی که برد و شعرهای آخرش ... و شعرهای بهترش که به زودی به چاپ ميرسد.

                            زنده باشد و سبز!

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()