ناگهان روزی می آید / که سنگینی رد پاهایم را / در درونت حس کنی / رد پاهایی که دور می شوند / و این سنگینی / از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود

.: نقطه آبي :.

پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸۳
 

حالا هر روز که ميگذرد

حس ميکنم که بيشتر

در چيزی فرو ميروم

در چيزی که سرد

                لزج

               و چندش آور است

۰

۰

۰

حالا هرروز جری تر از روز پيشم

آنقدر که ميتوانم حتی

به زخمهای باز نگاه کنم

             و عق نزنم.....

آنقدر که ميتوانم

در چشمهای شما زل بزنم!

              شما.... که زخم چرکين زندگي منيد

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()