ناگهان روزی می آید / که سنگینی رد پاهایم را / در درونت حس کنی / رد پاهایی که دور می شوند / و این سنگینی / از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود

چگونه میتوان یک بلاگر بزرگ شد؟ - .: نقطه آبي :.

سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٧
چگونه میتوان یک بلاگر بزرگ شد؟

خیلی وقته که در کمال ناامیدی دریافتم که هرگز بلاگر خوبی نخواهم شد چون بلاگر معروف شدن چند تا شرط داره که من تقریبا هیچکدوم و ندارم:

١- داشتن همت بلند و زبان چرب و حافظه قوی... تقریبا ٩٠% بلاگرهایی که میبینم کلی خواننده داره وبلاگشون و حتی اگه بیان تو وبلاگ عطسه هم بکنن و برن،باز ٧٠-٨٠ تا کامنت میگیرن ، همت بلندی دارن. یعنی سر فرصت واسه هر وبلاگ تازه تاسیسی در هرجای میهن عزیز و گاهی سیارهء عزیز کامنت میذارن و از طرف که معمولا قلم خوبی هم داره یا به قول بعضی ها خونه گرمی داره و خلاصه وبلاگ قشنگی داره خاضعانه میخوان که به وبلاگ ایشون هم سر بزنن. صاحب وبلاگ دومی هم معمولا تو رودر بایستی گیر میکنه و میاد واسه این ارادتمند جدید کامنتی چیزی میذاره.

اعتراف میکنم که خودمم خیلی وقتا تو این دام افتادم- گو اینکه خیلی وقتا از همین ماجرا دوستای خوبی هم پیدا کردم- اما دلیلش چیه که من موفق نشدم؟ یکیش شاید این باشه که به قول رفیق قدیمی من اصولا رو اعصاب ملت ام و آدم لج دراری ام اما دلیل اصلیش اینه که معمولا وقتی مجبور میشم اینجوری به یه وبلاگی سر بزنم ، اکثرا حال خوندن مطالبشو ندارم و یه چیزی مینویسم تو مایه های انجام وظیفه.. اینا که گفتم مستلزم داشتن حافظه قوی هم هست... چون اگه خدای نکرده یه روز دوست عزیزی یادش رفت واستون کامنت بذاره باید سریعا بهش در وبلاگ خودش یاد آوری کنین!

زبون چرب هم اینجا به این درد میخوره که باید از قلم زرین جناب نویسنده وبلاگ کذایی تا جاداره تعریف کنین و یاد آور بشین که با چه ظرافتی درد های جامعه و نسل شما رو به تصویر کشیده و از این حرفا. البته کل این مرارت ها رو در این حجم تا وقتی میکشین که چار تا مشتری پر و پا قرص پیدا کنین و به قول معروف اسم در کنین.

٢- یادتون نره که اگه میخواین یه بلاگر پر طرفدار بشین باید باور کنین که بچه پیغمبرین! این قسمت البته از بقیه راحت تره.... تقریبا تمام آدمایی که میشناسم در این زمینه استعداد ذاتی دارن و البته بلاگرهای موفق تر در این زمینه خیلی بهتر ظاهر شدن همیشه.. به عنوان مثال اگه همین حالا به وبلاگ زیتون سری بزنین در آخرین پستش مثه پستای دیگه میبینین که این بشر چقد در حد مسیح ظاهر شده و دست غریقی رو که از قسمت عمیق استخر نجات داده و حالا داره خفش میکنه بعد یه ساعت با (مهربونی!!!!) از دور گردن خودش باز میکنه، بی هیچ توقعی... از این مثالها انقد زیاده که الان از مثال زدنم پشیمون شدم! مثلا ویولت!!!!!!! و هر کی که خیلی مشتری داره خلاصه.

یادتون نره که شما یه فرشته این که خدا واسه نجات بشر فرستاده بنا بر این هرگز حسودی نمیکنین و دروغ نمیگین! تو وبلاگتون ابدا از این خبرا نباید باشه... هرچی هست سخن از خوبی و بزرگواری و یتیم نوازی و کمک های ژان وارژانی شماس به خلق الله. گاهی وقتا لازمه مدافع سر سخت حقوق بشر و حتی حقوق گاو وگوسفندا و مرغ و خروسا باشین. یادتون نره هروقت تصادف کردین طرف مقصره و هر وقت بهتون توهین و فحاشی شده شما فقط بزرگوارانه لبخند زدین و گذشتین....

کی بوردم کف کرد! بقیه داره، اما تا شما این دو مرحله رو تمرین کنین منم بقیه شو نوشتم... فقط زود قضاوت نکنین! در ادامه میبینین که منظورم شما نیستین...

شما کلا وبلاگ خوبی دارین، به منم سر بزنین!

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()