ناگهان روزی می آید / که سنگینی رد پاهایم را / در درونت حس کنی / رد پاهایی که دور می شوند / و این سنگینی / از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود

اگر مهران مدیری باستر کیتون باشد.... - .: نقطه آبي :.

سه‌شنبه ٩ مهر ۱۳۸٧
اگر مهران مدیری باستر کیتون باشد....

اگر مهران مدیری باستر کیتون باشد بدون شک رضا عطاران چارلی چاپلین است! (نقطه آبی مد ظله العالی)

میگم چرا، اما قبلش یه کم در مورد کارگردان محبوبم وراجی کنم.اینکه چرا عطاران و انقد دوس دارم.

اول اینکه خیلی بازیگرا هستن که کارگردانی هم میکنن یا بر عکس. اما از کجا میشه فهمید کلاس کارشون چیه؟ خیلی ساده است... مثلا به داریوش فرهنگ نگاه کنین : در عالم بازیگری خوبه ، حتی با کلاسه اما امان از وقتی که کارگردانی کنه- فیلم دیپلمات و یادتون بیارین لطفا-

یا از اون با کلاس تر میکائیل خان شهرستانی که واقعا تو تئاتر وزنه ای یه. اما همین که امر بهش مشتبه میشه و میره یه تیاتر واسه خودش میسازه اون گندی رو بالا میاره که تو تیاتر آقا و خانم نمیدونم چی چی دیدیم... و خیلی های دیگه اینجوری ثابت کردن که بخشی از بار درخشیدن و خوب بودنشون رو دوش کارگردانها بوده و خودشون اونقدا هم مالی نیستن ... اما به این عطاران گوگولی مگولی نگا کنین: هرچی خودش ساخته بهتر از اونه که دیگرون ساختن و اون بازی کرده!

اما این فقط ثابت نمیکنه که چقد این آدم تو کارش خوبه، نشون میده که چقدر تواضع لازمه که آدم بره تو کارای ضعیف تر این و اون بازی کنه،

همینه که من انقد این بشر و دوس دارم! همین که تو این واویلا و هرکی هرکی، چقدر هنوز انسانه.... چقدر مهربونه و چقدر خودشو نمیگیره.

به عکسش که روی جلد مجله همشهری امروزه نگاه کنین... به اون دمپایی های پلاستیکی و اون شلوار شیش جیب! بعد مثلا مهران مدیری و تصور کنید اگه میخواست عکسش رو جلد یه مجله پرتیراژ بره. یا هرکس دیگه -زیاد به این مدیری بیچاره پیله نکنیم- این آدم عین زندگیه: ساده اس، هرچند مثه زندگی یه پیچیدگی هایی داره که آدم ومیخکوب میکنه ، انگار عطاران به همه اون چیزی رسیده که هنر مدرن میخواد برسه، سادگی در فرم و چندلایگی در محتوا... در معنا...

از زبون آدمای دیگه شنیدم که سر لوکیشن خیلی با کارگرای ساختمونی خونه بغلی حال میکنه، میره وقتای بیکاری با اونا حرف میزنه و تفریح میکنه، شاید این کارا رو منم که هیچی نیستم بکنم اما کافیه شما کارگردانای دیگه رو سر کار دیده باشین، مثلا این مهران مدیری خودمون، چنان قیافه ای میگیره که بازیگراش هم جرات نمیکنن باهاش حرف بزنن، خلاصه سر کار فکر میکنه امپراطوره و باید به کسی رو نده...

دیگه این که رضا عطاران سیزده ساله که ازدواج کرده، حتما یادتونه اون روزای اول عطاران و ... اون موقعی که تازه از مشهد اومده بود وحتی پول نداشت یه خونه اجاره کنه...اون روزا ازدواج کرده و احتمالا با یکی مثه خودش.... نه وقتی که چهره شده مثه خیلیها که به کمتر از دختر فلان وزیر و نوه فلان وکیل رضایت نمیدن... تو زمونه آدمای فرصت طلب و نون به نرخ روز خور، خیلی با معرفته که تا حالا از این نظر خودشو آپ-تو-دیت نکرده!

وآخر این که رضا عطاران منو یاد چارلز بوخوفسکی میندازه، یه آدم بی نهایت پیچیده که بی نهایت ساده حرف میزد ، منو یاد چاپلین میندازه که میتونه با نمایش ساده دویدن یه نفر با واکر آدم و از خنده روده بر کنه و به فکر ببره، منو یاد چاپلین میندازه چون همیشه تو کاراش پست ترین نقشا و مزخرف ترین شخصیت ها رو خودش بازی میکنه و دنبال این نیست که ابهت و شخصیت و سواد نداشته شو -مثه خیلی ها - به رخ آدم بکشه...

و واسه من از همه مهم تر اینکه اون بچه نداره! با این همه مهربونی که دور و بری هاش میگن با بچه ها داره دلش نمیخواد هرگز خودش کسی رو به این دنیای دیوانه دعوت کنه.

فکر کنم آخرش هم نگفتم چرا (اگه مهران مدیری باستر کیتون باشه....)

بعدا میگم!

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()