ناگهان روزی می آید / که سنگینی رد پاهایم را / در درونت حس کنی / رد پاهایی که دور می شوند / و این سنگینی / از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود

.: نقطه آبي :.

یکشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۱
امپراتور

تولدت مبارک

 

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()


جمعه ۸ دی ۱۳٩۱
عزیز

دیگه اینکه خیلی ها تو زندگی انقد خوش شانس نبودن که مادر بزرگشون صدها هزار قصه بلد باشه یکی از یکی بهتر و حوصله داشته باشه شبای چله تا صبح زیر کرسی براشون قصه تعریف کنه. اونقدر زیاد که وقتی بزرگ شدن و باسواد شدن و تصادفا کتابای صمد و خوندن ببینن هیچ قصه ای جدید نیست.

خیلی ها شانس این و نداشتن که مامان بزرگشون اونقدر مهربون و خل و چل باشه که با همه گلدوناش هر روز حرف بزنه و اخلاق همه گلدونا دستش باشه

خیلی ها مامان بزرگی نداشتن که وقتی تو اوج مریضی و پیری بچه گربه تنها و بی مادرش و ازش دور کردن بشینه یه صبح تا شب واسش گریه کنه

خیلی ها هر سال عید از مامان بزرگشون تخم مرغ قرمز نگرفتن و مطمئنم مامان بزرگاشون یهو یه سال عید واسه اینکه بگن به سلیقه نسل جوان احترام میذارن کنار تخم مرغ قرمزا یه تخم مرغ نقاشی شده خنده دار و ناشیانه و دوست داشتنی به اونا ندادن

خیلی مامان بزرگا ولی هنوز زنده ان

کاشکی اونا همیشه زنده باشن ولی مامان بزرگ من چرا رفت؟

یه جایی تو قلبم چند ساله میسوزه

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()