ناگهان روزی می آید / که سنگینی رد پاهایم را / در درونت حس کنی / رد پاهایی که دور می شوند / و این سنگینی / از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود

.: نقطه آبي :.

جمعه ۱ آبان ۱۳۸۸
 

تا دیروز میخواستم اینجا دو سه تا کتاب دیگه معرفی کنم و ازتون بخوام که نخونین اما الان تصمیم گرفتم بگم گور بابای همه نویسنده های بد... آخه یه تیاتر دیدم که آخرشه

رومولوس کبیر!

تیاتر شهر، سالن اصلی... حتما ببینین که معرکه اس! بازیها بی نظیرن و تقریبا همه تیاتریهای خوبی که میشناسین تو این تیاتر بازی میکنن. و گل سر سبدشون البته سیامک صفری ه.. پدیده این روزای تیاتر که الحق گل کاشته. اگه جا به جا نمایش با تشویق حضار قطع شد تعجب نکنید، شما هم دست بزنید، کی به کیه؟

پیام دهکردی و ریما رامین فر عزیز هم مثه همیشه دوس داشتنی و بی نظیرن. از رحیم نوروزی هم که حرفی نزنم بهتره... در کل همه چی خوبه تو این تیاتر اما بعضی چیزا عالیه!

فقط یه اشکال کوچولو هست. اونم اینکه با وجود اینکه این کار هم مثل اکثر کارهایی که تو سالن اصلی اجرا میشه زمانش طولانیه اما انتراکت نداره. هرچند من ندیدم کسی خسته بشه یا حوصله اش سر بره فقط اگه این تیاتر باشکوه و دو تیکه میدیدیم کیفش بیشتر بود.

ما ساعت ۶.٣٠ بلیط خریدیم و آخرین ردیف سالن پایین نشستیم. نمیدونم بلیطها رو از آخر سالن میفروشن یا اول. به هر حال من که دوس دارم تو تیاتر ردیف جلو بشینم این دفعه زودتر میرم.... قبل از شروع اجرا-ساعت٨:١۵ -میتونین یه سری به کافه لورکا بزنین-درست نبش کوچه پشتی تیاتر شهر- که هم محیطش و هم خوراکی هاش خوبه.

معطل چی هستین الان دقیقا؟

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()