ناگهان روزی می آید / که سنگینی رد پاهایم را / در درونت حس کنی / رد پاهایی که دور می شوند / و این سنگینی / از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود

.: نقطه آبي :.

یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۸
اعتراف میکنم

- وقتی دارم میشورم و میسابم و کار خونه میکنم دارم حسرت قصه هایی رو میخورم که ننوشتم فیلمهایی که نساختم نقاشیهایی که نکشیدم و مدام از خودم میپرسم که آخه من دارم چیکار میکنم؟ اما فقط کافیه مجبور بشم یه نوشته رو تموم کنم یا به طرح یه فیلمنامه فک کنم اونوقته که تا سینک ظرفشویی من جای راه رفتن پرواز میکنم...

 

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()


پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
گویند...

در انسان میلی به نوشتن هست و میلی دیگر به ننوشتن! ... و این دومی قویتر است

هرکی بگه منبع این جمله قصار چیه جایزه میگیره. جایزه اش هم: یه یخچال؟ یه قوری؟ ساعت ضد ضربه؟ رادیوی برق و باتری؟ یک رختخواب نشکن؟...

نچ نچ نچ! یه قصه ! یه قصهءدرسته!!!!!!!! نه دست و پا شیکسته

پ ن:

همینه که هست

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()