ناگهان روزی می آید / که سنگینی رد پاهایم را / در درونت حس کنی / رد پاهایی که دور می شوند / و این سنگینی / از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود

.: نقطه آبي :.

چهارشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٦
 

اگه تصمیم داری یه کاری کنی که حتی تو خیابونم دیدمت نشناسم (بازم ویرگول و پیدا نمیکنم) به همین کارایی که میکنی ادامه بده! من این فراموش کردن و خوب بلدم....

 میگی نه؟......از آوریل- دالتون بپرس!

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()


یکشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٦
 

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش....

بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()


شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٦
 

میدونی چرا یه اسکلت نمیتونه از رو جوی آب بپره؟؟...... 

خیلی هام به همین دلیل نمیتونن اسمشون و پای مزخرفاتشون بنویسن!

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()


سه‌شنبه ۸ خرداد ۱۳۸٦
 

رفتیم دوبی.....

مالی نبود!

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()