ناگهان روزی می آید / که سنگینی رد پاهایم را / در درونت حس کنی / رد پاهایی که دور می شوند / و این سنگینی / از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود

.: نقطه آبي :.

یکشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٦
 

شاید که حال و قال دگر سان کنم

هرچه آن خوش است قصد سوی آن کنم...

خالی خمم فتاده زصافی و می

خواهی به شعر نابت مهمان کنم؟

مفعول و فلعلات و مفاعیل و فع

تقطیع عروضی هم واسه اونا که مثه من اولین باره شعری تو این وزن میشنون! نمیدونم کدوم پدر سوخته ای کجای دوران این شعرو گفته.... اما یه پدر سوخته ای اینو خونده که داره دیوونم میکنه!

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()