ناگهان روزی می آید / که سنگینی رد پاهایم را / در درونت حس کنی / رد پاهایی که دور می شوند / و این سنگینی / از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود

.: نقطه آبي :.

پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٤
 

اهل جهان عنکبوت....

                      صيد همه خرمگس

هيچ از ايشان مگوی تام نگيرد ملال

 

 

(خداوندگار مولانا)

 

 

اهل جهان عنکبوت....

اهل جهان عنکبوت....

اهل جهان عنکبوت....

اهل جهان عنکبوت....

اهل جهان عنکبوت....

اهل جهان عنکبوت....

اهل جهان عنکبوت....

اهل جهان عنکبوت....

اهل جهان عنکبوت....

اهل جهان عنکبوت....

اهل جهان عنکبوت....

اهل جهان عنکبوت....

اهل جهان عنکبوت....

اهل جهان عنکبوت....

اهل جهان عنکبوت....

اهل جهان عنکبوت....

عنکبوت....

عنکبوت....

عنکبوت....

عنکبوت....

عنکبوت....

عنکبوت....

عنکبوت....

عنکبوت....

عنکبوت....

عن.....

عن.....

عن....

.....

 

 

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()


دوشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٤
سوگ ياد

بر سنگ مزارم قفسي بگذاريد                  تا ببينند چه آمد به سر بال و پرم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  روز پنجشنبه اول ارديبهشت ماه هشتاد و چهار مصادف با بيست و پنجمين سال درگذشت سهراب سپهري و نيز روز گرامي داشت سعدي ، به همت انجمن شاعران ايران جاسه يادبودي براي شاعر معاصر مرحوم دكتر سيد حسن حسيني در خانه هنرمنران ايران برگذار شد.

  مراسم در ساعت مقرر و با استقبال بسيار خوب دوست داران شعر و ادبيات آغاز شد به طوري كه عده زيادي مراسم را به صورت ايستاده تماشا كردند.

  سيد حسن حسيني از چهره هاي  برجسته غزل نو بود دستي در ترجمه داشت و در رباعي نو سرآمد بود.    

شعرش ريشه در گذشته داشت، در هواي امروز نفس مي كشيد و چشم به فردا داشت.

 

  اجراي مراسم بر عهده سهيل محمودي از دوستان شاعر بود. او در ابتداي مراسم از فاطمه راكعي براي صحبت دعوت كرد. خانم راكعي( از مسئولان انجمن شاعران ايران)  در مورد جريان ساز بودن حسيني در زمينه شعر متعهد و خلوص نفس و شعر او سخن گفت.

  عمران صلاحي از طنز پردازان بنام در مورد تاريخچه طنز در ادبيات معاصر از نيما به بعد سخن گفت. صلاحي به دو گونه طنز اشاره كرد، يكي طنز در لفظ و ديگري طنز در رفتار، و با ذكر مثال هايي از آثار طنز حسيني آن را واجد هر دو نوع طنز پردازي دانست. وي همچنين تاكيد كرد خلق شخصيت هايي مثل شاعر و تاجر در آثار حسيني از نقاط اوج كار اوست.

شاعري شايعه بود      نقد تكذيبش كرد

شاعري وام گرفت     شعرش آرام گرفت

  استاد محمود شاهرخي از چهره هاي مورد علاقه و احترام سيد حسن حسيني علي رغم بيماري  در مجلس حاضر شده بود و طي سخناني فقدان حسيني را مصيبتي مضاعف خواند.  وي همچنين رباعي اي در سوگ حسني خواند.

  موسي بيدج از مترجمان حرفه اي ادبيات عرب در سخناني از حسيني به عنوان مترجمي ياد كرد كه در ترجمه نه با تكيه صرف به عقل و منطق بلكه با افزودن احساس خود كار مي كرد.  وي همچنين حسيني را مترجمي اهل تحقيق و سخت گير ناميد و ااز تجربه همكاري مشترك خود با حسيني در چاپ كتاب نگاهي به خويش سخن گفت و خواستار چاپ جلد دوم اين كتاب با دست نوشته هاي منتشر نشده حسيني شد. بيدج همچنين از تسلط حسيني بر زبان عربي علي رغم خودآموخته بودن وي ابراز شگفتي كرد.

  محمد رضا عبدالملكيان ( شاعر) از توانايي حسيني در مديريت و ساماندهي تشكل هاي ادبي گفت و شعر بلند

" حالا كه آمده اي " را كه به ياد حسيني سروده بود براي حاضران خواند كه با استقبال بسيار روبرو شد.

در آخرين قسمت از بخش اول مراسم ساعد باقري با اشاره به اينكه بيش از هفتاد درصد آثار حسيني هنوز چاپ نشده اند ابراز اميدواري كرد با همت خانواده آن مرحوم و انجمن شاعران ايران هر چه زودتر اين آثار نيز به دست علاقمندان شعر حسيني برسد. باقري همچنين  تعدادي از غزل هاي حسيني را خواند كه حاضران به شدت تحت تاثير قرار داد.

  در بخش دوم برنامه حسين زمان با همراهي نوازندگي پيانو عباس چراغعلي سه ترانه اجرا كرد. ترانه سوم با نام يا مولا از رباعي هاي حسيني بود و زمان با يادآوري ديدار خود با وي از دقت نظر و سخت گيري حسيني در استفاده از تك تك كلمات اين ترانه گفت.

  دكترامير اسماعيل آذر از دوستان نزديك مرحوم حسيني از خاطرات مشترك خود با آن مرحوم گفت و از روحيه طنز وي ياد كرد و اشعاري  را كه به طنز در مورد  وي سروده بود خواند:

يوم الخميس ما همه صرف تنيس شد          باشد كه روز جمعه برآري دمار درس!

سپس  ساعد باقري براي بار دوم به روي سن آمد و از كساني كه شعري از دكتر حسيني در اختيار دارند  خواست تا اين امانت را براي نگهداري و چاپ به انجمن بسپارند و سپس نمونه هايي از اشعار سپيد دكتر حسيني را خواند.

  در خاتمه پسر مرحوم حسن حسيني، مهديار و برادي آن مرحوم سيد حسين به دعوت سهيل محمودي روي صحنه آمدند و ضمن بيان خاطراتي از پدر و برادرشان از حضار تشكر كردند.

  از حاضرين در اين مراسم مي توان از قيصر امين پور، منوچهر آتشي، رسول ملاقلي پور، هادي خانيكي و بسياري از شاعران و دوست داران ادبيات بخصوص اعضا دفتر شعر جوان نام برد. ضمن اينكه دكتر مصطفي معين كانديداي رياست جمهوري نيز براي دقايقي در اين مراسم شركت كرد.

 

 

 

 

 

  از ديگر نكات اين جلسه بايد به بي دقتي برگزار كننده گان در تعيين جا براي خانواده آن مرحوم اشاره كرد، به طوري كه همسر مرحوم حسيني در رديف هاي آخر و دخترش بطور ايستاده مراسم را دنبال مي كردند.

 

  برگزاري چنين مراسمي هر چند بسيار پسنديده و در خور قدرداني از زحمات بانيان آن است اما دريغ كه همانگونه كه عمران صلاحي گفت كاش در زمان حيات شخص انجام شود چنان كه مراسمي براي خود صلاحي برگزار شد و مرحوم حسيني يكي از سخنرانان آن مراسم بود، و افسوس كه اين كار رويه اي براي همه بزرگان ادب و هنر اين ملك نيست چنان كه مثلا براي مرحوم حسين منزوي يادبودي درخور برگزار نشد.

 ***

(‌ عكس ها از كيان امانی از سايت خانه هنرمندان )
¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()


پنجشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٤
ادوارد دست قيچي

 

 Edward Scissorhands (1990)

كارگردان: تيم برتونTim burton

 

 

 

 

ادوارد

 

Starring:
Johnny Depp   Winona Ryder
Dianne Wiest   Anthony Michael Hall
Vincent Price   Alan Arkin
Kathy Baker   Bryan Larkin
O-Lan Jones   Caroline Aaron
Gina Gallagher   Nick Carter

Director:   Tim Burton
Producer:   Denise DiNovi
    Tim Burton
Screenwriter:   Caroline Thompson
Associate Producer:   Caroline Thompson
Cinematographer:   Stefan Czapsky
Composer:   Danny Elfman
Costume Designer:   Colleen Altwood
Editor:   Richard Halsey
Executive Producer:   Richard Hashimoto
Production Designer:   Bo Welch
Set Decorator:   Cheryl Carasik
Story:   Tim Burton
    Caroline Thompson

 

تيم برتون 

 

  فرق كارگرداني تيم برتون با بيشتر كارگرداني كه كار تخيلي مي كنند انگار در همين يك نكته ساده است: او از يك فكر خوب ، به يك فيلم خوب ميرسد! يك فكر خوب تقريبا همان چيزي است كه در جريان فيلم هاي تخيلي اغلب كارگردان ها به فنا ميررود!

   بازي ها در اين فيلم روان ولي درخشان است. لوكيشن ها غريب اما رنگارنگ و دوست داشتني است

 و همه جا پر از رنگ است .... رنگهاي شاد و عروسكي كه بر فانتزي بودن موضوع فيلم تاكيد مي كند. اين فيلم را كه محصول 1990 آمريكاست حتما ديده ايد اما با اينكه از آن دست فيلم هاي پيچيده نيست كه هر بار بشود چيزي از آن كشف كرد، ميشود آن را بارها ديد.  در ادوارد دست-قيچي با يك فيلم راحت روبرو هستيد كه نه شما را مي ترساند، نه در طول فيلم در تعليقي آن چناني غوطه وريد و نه حتا پاياني نامنتظره دارد... اما همه اين نداشتن ها به نظر من از قوت كارگرداني تيم برتون است. او شما را با زوائد پيچيده رو به رو نمي كند و با حوادث غير منتظره سركار نمي گذارد. با اين همه مدت ها پس از تماشاي فيلم مي توان با شيريني اين داستان سرگرم بود. همين كلمه را مي خواستم!"شيرين" يك فيلم شيرين پيش روي شماست. و به تناسب، همه چيز اين فيلم شيرين است. از لوكيشن ها گرفته تا بازي ها. فيلم برداري ساده و به دور از تكنيك هاي روز هاليوود، موزيك بسيار دوست داشتني كه هرجا لازم است ما را به عظمت اتفاقي كه در حال وقوع است دعوت مي كند، به دور از تعليق و ترس. موزيكي بسيار هنرمندانه و زيبا! تمام اتفاقاتي كه بايد در فيلمي از اين ژانر بيفتد در ادوارد دست- قيچي به ساده ترين شكل ميافتد. يك قهرمان داريم كه از قلعه متروكش به ميان مردم مي آيد... يك عشق ساده داريم ( كه winona ryder كوچولو متخصص بازي عشق هاي ساده و آسان، آن را بازي مي كند ) يك دشمن داريم كه دلايل بسيار ساده اي براي بدي كردن دارد، يك مشت هم سايه فضول، پليس هميشه در صحنه و...  همين! به همين سادگي!  در ادوارد دست – قيچي  (با بازي بي نظيرGohnny depp) ديدن يك آدم عجيب كه ساخته دست يك مخترع پير است – يك اختراع نيمه تمام-  با آن چهره رنگ پريده و بي خون ، با صورتي بدون مژه بدون مو، با دو كبودي به جاي ابرو، با شيارهاي بي شماري روي صورت – رد زخم- با موهاي آشفته عجيب كه انگار به برق وصل بوده، با ده ها چاقو و قيچي بزرگ وعجيب به جاي مچ دست... در حالي كه در كنجي از قلعه متروكش در تاريكي كز كرده ، معصومانه و البته مهربانانه به ما نگاه مي كند!

او اصلا ترسناك نيست! دوست داشتني است. اگر شما ويزيتور يك شركت توليد لوازم آرايشي باشيد مي توانيد او را ساعت ها آرام بنشانيد و انواع ماسك ها و كرم ها و لوسيون هايتان را روي صورتش امتحان كنيد! او يك هنرمند تمام عيار است: مي توانيد حتي اصلاح موهايتان را به او بسپاريد!

 

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()