ناگهان روزی می آید / که سنگینی رد پاهایم را / در درونت حس کنی / رد پاهایی که دور می شوند / و این سنگینی / از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود

.: نقطه آبي :.

پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸۳
 
  • يه کم جدی باش لطفا
  • -من جدی ام
  • ميخوام در مورد اون باهات حرف بزنم
  • -اااااااه....تو ام کشتی منو با اون
  • اينا که در موردش ميگن راسته؟
  • - به من و تو چه؟! اصلا مگه واسه تو مهمه؟!
  • من فقط دلم براش ميسوزه...
  • - دلت واسه خودت بسوزه!
  • چرا؟!........

   بعد ديگه هيچی نميگی..... بعد من هی میپرسم چرا و پونزده تا از اين شکلکا که داره يه علامت سوال فوت ميکنه واست ميفرستم....... بعد تو بازم هيچی نميگی...

بعدشم لابد من ميرم که دلم واسه خودم بسوزه!

 

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()


چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۳
 

 

چيکار کردی با خودت؟.........

چرا نميذاری باهات حرف بزنم؟..........جرا نميذاری هيچکس کمکت کنه؟...........چرا هرکی تو رو ميبينه بايد دلش واست بسوزه؟...... شايد همش تقصير من بوده..........شايد نبايد کوتاه ميومدم ........ شايد نبايد تو رو با اون گرگ تنها ميذاشتم..............شايد...............

چيکار کردی با خودت؟............

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()


دوشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸۳
 

به شانه ام زدی

که تنهايی ام را تکانده باشی.....

 

به چه دل خوش کرده ای؟....

تکاندن برف

از شانه های آدم برفی؟!

 

 

اين تازه ترين شعر از سروده های دوست عزيزم گروس عبدالملکيان است. شايد او را به نام بلند پدرش (محمدرضا عبدالملکيان) بشناسيد..اما گروس در شعر امروز ايران حرف خودش را ميزند.گواه شيرينی شعرش کتاب اول اوست ـ پرنده پنهان ـ با جايزه های ارزنده ادبی که برد و شعرهای آخرش ... و شعرهای بهترش که به زودی به چاپ ميرسد.

                            زنده باشد و سبز!

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()


شنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸۳
 

 

 

نيمه شب مست به بالين من آمد.....

بنشست

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()


چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸۳
 

نخست

دير زمانی در او نگريستم

چندان که چون نظر از وی باز گرفتم

در پيرامون من

همه چيزی

 به هيات او در آمده بود.

آنگاه دانستم که مرا ديگر

از او

گريز نيست

 

 

 

*****************************شاملو*****************************

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()