ناگهان روزی می آید / که سنگینی رد پاهایم را / در درونت حس کنی / رد پاهایی که دور می شوند / و این سنگینی / از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود

.: نقطه آبي :.

سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۳
 

                  ای وای بر اسيری کز ياد رفته باشد

                                             در دام مانده باشد....صياد رفته باشد 

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()


یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۳
 

دلم برای حوری تنگ شده... برای آنروزها که مهربان بود

دلم برای آميرزا تنگ شده . برای وقتی که پيامبر بود و معجزه ميکرد و من مومن بودم.

دلم برای مرجان تنگ شده که در آن خانه کوچک زير زمينی امپراطوری ميکرد...

همه نفرتها به يک جر و بحث ساده با معلم دينی و اخراج از کلاس درس تمام ميشد...

نه حسادتی ... نه نفرتی.... هيچ کس ارزش بدگويی نداشت!

¤ نوشته شده توسط مرجان در ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ

ارسال به : Balatarin Donbaleh Cloob Mohandes Delicious Stumbleupon Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other
..........................................................................پیامهای دیگران ()